به نظرم الان خیلی تمرکز مردم به این سمت رفته که اعتراضشون رو به گوش حاکمیت برسونن. این اصرار برای شنیده شدن در حالیه که که حاکمیت اصرار زیادی داره که جنبش رو نه تنها نشنیده بلکه ندیده بگیره. به نظرم اول باید از لحاظ بصری به طرف مقابل و مردم بیطرف یا مخالف نشون بدیم که ما هنوز هستیم تا بعد به مرحله بعد یعنی شنیده شدن برسیم.
به نظرم باید همه مون یه خورده مینیمالیست بشیم. 25 خرداد برامون کافی بود که دیده بشیم که شدیم. و همون دیده شدن انکار ناپذیر از هر حرکت بعدی بیشتر طرف مقابل رو مستاصل کرد.
اما حالا که هزینه ابراز وجود زیاد شده چی؟ به نظرم یه راه خیلی ساده اینه که از لباس برای دیده شدن استفاده کنیم. کسی رو نمیشه به جرم رنگ لباس دستگیر کرد یا لباس رو از تن کسی در آورد. تصور کنید پس از پایان تعطیلات جمع کثیری از مردم رو ببینید که آقایون با پیراهن سبز و خانمها با روسری یا مفنعه سبز مشغول رفت و آمد یا کسب و کار باشند. سبزش هم لازم نیست خیلی سیر باشه که بلافاصله حساسیت بر انگیز بشه، هر سبزی کم رنگ پر رنگ تا وقتی سبز باشه خوبه. این میتونه رویه هر روز ما بشه و به صورت تدریجی گسترش پیدا کنه. اینجوری ما هم به همدیگه و هم به اونا میگیم که ما هستیم و جایی نرفتیم.
فوریه 13, 2010 در 2:46 ق.ظ.
سبز سيّدي ميرحسيني كه خيلي سير نيست و همين الآن هم خيليها ميپوشند كه من خودم هركس را ميبينم ميپرسم از خودم كه به قصد پوشيده يا نه؟ به هرحال روي اين گونه كارها كه سبزبودن را فرهنگ ميكند از هر راه عاقلانهاي استفاده شود خوب است.
فوریه 13, 2010 در 3:39 ب.ظ.
ممنون از نظرتون. به نظر من اگر جمعیت قابل توجهی به عمد اینکار رو بکنن این شک کم کم به یقین تبدیل میشه. راه تبلیغش هم به نظر من از طریق اینترنته و میشه علاوه بر استفاده روزمره در تاریخهای خاص و همینطور در تجمعات هم از لباس سبز استفاده کرد